این خانه قشنگ است

سلام روز ولادت با سعادت پیامبر اسلام و امام صادق علیه السلام رو تبریک عر ض می کنم.

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست    این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست                                                                   
آن دختر چشم آبی گیسوی طلایی                  طناز سیه چشم چو معشوقه من نیست

آن دختر چشم آبی گیسوی طلایی                  طناز سیه چشم چو معشوقه من نیست


آن کشور نو آن وطن دانش و صنعت                  هرگز به دل انگیزی ایران کهن نیست
 

در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان          لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست


در دامن بحر خزر و ساحل گیلان                      موجی است که در ساحل دریای عدن نیست
 

در پیکر گلهای دلاویز شمیران                          عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست


آواره ام و خسته و سرگشته و حیران              هر جا که روم هیچ کجا خانه من نیست


آوارگی وخانه به دوشی چه بلایست                دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست


من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ               در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست


هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران              بی شبه که مغزش به سر و روح به تن نیست


پاریس قشنگ است ولی نیست چوتهران             لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست


هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ                        چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست

 
این کوه بلند است ولی نیست دماوند                   این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست

این شهرعظیم است ولی شهرغریب است          این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست


  دکتر خسرو فرشید ورد


بلغ العلی بکمالهکشف الدجی بجماله
حسنت جمیع خصالهصلّوا علیه و آله 


فک وفامیله ما داریم

روز آغاز ولایت امام عصر (عج)راتبریک می گم 

امیدوارم از مطلب زیر خوشتون بیاد. 


رفتيم ايران خودرو بابام به يارو ميگه پرايد داريد؟

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فاميله داريم.•.•.•.•.•.•.•.•

با مامانم رفتيم مغازه تعميرات تلفن که تلفن بي سيم خونه رو بديم درست کنن
ياروو تلفن زده به پريز بعد با موبايلش زنگ زد که ببينه زنگ مي خوره يا نه
تلفن که زنگ خورد مامانم به من ميگه : اين آقاهه شماره مارو از کجا داشت

  •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فاميله داريم.•.•.•.•.•.•.•.•

به مامان جونم مي گم : شوهرت بديم يا بفرستيمت مکه؟
ميگه : والا مکه که در نميره

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فاميله داريم.•.•.•.•.•.•.•.• 

ديشب رفتيم خونه خالم يه پسر داره اندازه ٢ سالشه اومده ميگه : اين علامت حاکمه بزرگ ميتي کومانه
خواستم خر کيف شه احترام گذاشتم
برگشته ميگه : تو نمي خوات احترام بزاري زومبه

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فاميله داريم.•.•.•.•.•.•.•.•

پسر داييم هنوز پوشک پاشه تازه حرف زدن ياد گرفته
بهش ميگم اي جانم پوشک داري خوشمل پسر؟
ميگه پ نه پ دستشويي فرنگي پام کردم،اگه کار داري بهت قرض بدم
تا غروبش نگاش نکردم مي ترسيدم بهم تيکه بندازه
يعني پيشرفت نسل جديد دهن منو آزاد راه کاملا آسفالت کرده

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فاميله داريم.•.•.•.•.•.•.•.• 

به مامانم ميگم ميز مبل براي گل گذاشتن روش نيست ، واسه اينه که پامو بزاريم روش حالشو ببريم

ميگه پس اون جارويي هم که تو خونس براي تميز کردن نيس براي خوردن تو صورتته

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فاميله داريم.•.•.•.•.•.•.•.•

پيراهن تازمو با کلي ذوق و شوق به بابام نشون دادم،ميگه مبارکه عين رو بالشياي خدا بيامرز مادربزرگمه

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فاميله داريم.•.•.•.•.•.•.•.•

چند روز پيش دلم درد ميکرد به مامانم گفتم دلم درد ميکنه ميخوام برم دکتر ! مامان بزرگم که اونجا بود گفت : نميخواد بري دکتر ! نوشابه بخور ! ما قديما وقتي بز و گوسفندامون معدشون بهم ميريخت بهشون نوشابه مي داديم

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فاميله داريم.•.•.•.•.•.•.•.• 

دخترخالم ٢سالشه اومده گوشيشو گذاشته رو تاقچه برگشته ميگه : مامان يه وقت مسيجامو نخونيا

اونوخت من تا ١٢سالگي فک ميکردم گوزنا شوهر آهوها هستن

و گاوها شوهر گوسفند ا هستن

 •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فاميله داريم.•.•.•.•.•.•.•.•

از امتحان برميگرديم ، بابا مامانمون ميپرسن چطور بود ؟ ميگيم عالي بود قبول ميشم ! ميگن لاف نزن راستشو بگو

بعدش ميگيم افتضاح بود خراب کردم ؛ ميگن مسخره بازي درنيار راستشو بگو

ما بايد به کدوم سازشون برقصيم ؟

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فاميله داريم.•.•.•.•.•.•.•.• 

فامیلمون يه مرغ مينا خريده نره ، بهش ميگه : مرغ سينا

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فاميله داريم.•.•.•.•.•.•.•.• 

بابا بزرگم هشتاد سالشه هميشه اصرار ميکنه که بزاريد من از خونه تنهايي برم بيرون مگه زنداني گرفتيد ؟ ميخوام برم نون و روزنامه و اينا بگيرم
يه روز بعد از کلي اصرار گفتيم باشه برو ولي مواظب باش ! رفته نونوايي محل به همه ي اونايي که تو صف بودن گفته عجب روزگاري شده ، پنج تا دختر دارم پنج تا پسر اونوقت تو اين سن و سال من پيرمرد بايد بيام تو صف وايسم نون اونارم من بگيرم

تا يه مدت هرکس منو تو محل ميديد نصيحتم مي کرد

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فاميله داريم.•.•.•.•.•.•.•.• 

نوه عموم 6 سالشه هم نیست. خورده بود زمین، گفتم بیا بوسش کنم خوب شه

برگشته می گه: نمی خوام

تو زندگی یه زخم هایى هست که فقط یه نفر خاص باید بوسش کنه تا خوب شه

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فاميله داريم.•.•.•.•.•.•.•.• 

به پسر عمه ام ميگم واسه كنكور درس خوندي؟
ميگه: كنكور مگه ساعت٩ نيست؟؟
ميگم چرا
ميگه خب ساعت ٦ پاميشم ميخونم ديگه.

مث خودمه ، راضيم ازش

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فاميله داريم.•.•.•.•.•.•.•.• 

به فروشنده ميگم: ببخشيد ما يه دوري بزنيم برميگرديم
خواهرم برگشته به فروشنده ميگه:دروغ ميگه ازصبح به ده نفره ديگه هم همينو گفته شمامنتظر نباشين


هرگز نخواب کوروش

هرگز نخواب کوروش

 

دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد

 

بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

 

کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست


حتی دل دماوند، آتش فشان ندارد


دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت


رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد

 

روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید


زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد


بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند


گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد

 

دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد


نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد

 

دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت


بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد

 

آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است


اما چه سود اینجا ،نوشیروان ندارد

 

سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی

 

گو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید


شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

 

هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی


بی نام تو وطن نیز، نام و نشان ندارد


به نظر من خیلی قشنگ بود

اما به نظر مامانم زشت بود

حالا نظر تو چیه؟

ربیع الاول

دیگه ماه ربیع الاوله

هرکی نخنده تنبله

حالا خودتون میدونید تنبل هستید یانه

انواع خنده هارو گذاشتم که یاد بگیرید

پنجره ی فولادت

در کنار حرمت سینه جلا می گیرد


چشم و دست و سر و دل بوی خدا می گیرد


با دخیل بستن بر پنجره ی فولادت


هر گدا ، تذكره ي كرببلا مي گيرد

ما غصّه دار داغ پیغمبریم

ما غصّه دار داغ پیغمبریم       همدم سوز و آه و چشم تریم


ذکر عالم همه       تسلیت فاطمه


ای مادر نسل امامت        دخت نبی ، سرت سلامت


واویلا واویلا واویلا
 ******

تا به ابد داغ رسول خدا       زنده بُوَد در دل ارض و سَما


جاری اشک همه       یا ابا الفاطمه


رفتی و حق تو ادا شد      به دخترت ظلم و جفا شد


 واویلا واویلا واویلا



به بچه های قمی یه تبریک خفن می گم

برف اومده در حد مرگ

ایشا..13 روز تعطیلیم


آقام حرم نداره

چه حرمی داره حسین ولی حسن آقام حرم نداره

چه گنبدی داره حسین ولی بقیع همش گرد و غباره

ای آسمون ببار آقا حرم نداره

ای دل نگیر قرار آقام حرم نداره

خونه میخوام چیکار آقام حرم نداره

ارباب دلنوازم ایشاا… ایشاا… اگه بدی اجازم ایشاا… ایشا…

انقدر زنده بمونم ایشاا… ایشاا… برات حرم بسازم ایشاا… ایشاا…

یه آرزو مونده تو سینه اللهم ارزقنی مدینه



یه کربلا داره حسین ولی حسن بقیع تاریک و تاره

چه ضریحی داره حسین ولی حسن سنگ قبرم نداره

میگم به عالمین آقام حرم نداره

تو بین الحرمین آقام حرم نداره

به این امام حسین اقام حرم نداره

بقیع قدم بزاریم ایشاا… ایشاا… پاتو حرم بزاریم ایشاا… ایشاا…

رو قبرام عباس ایشاا… ایشاا… بریم علم بزاریم ایشاا… ایشاا…

یه آرزو مونده تو سینه اللهم ارزقنی مدینه



چه شلوغه باب الحسین ولی بقیع امشب زائر نداره

ولی داره میاد حسین تا مادرش فاطمه رو بیاره

خاک عالم سرم آقام حرم نداره

شبیه مادرم آقام حرم نداره

همه دارن حرم آقام حرم نداره

هر تپش دلم شی ایشاا… ایشاا… یه روز بی درد و غم شی ایشاا… ایشاا…

با دعای تو مهدی بیاد ایشاا… ایشاا… تو هم صاحب حرم شی ایشاا… ایشاا…

یه آرزو مونده تو سینه اللهم ارزقنی مدینه

امام حسن وپیامبر




اربعین،یلدا

                گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست

                                                                       این رستخیز عام که نامش محرم است

صدایی به گوش می رسد؛آری،ندای «هل من ناصرینصرنی است»!ندایی که هنوز در گوش ها پیچیده.

دستی را می بینم که در دست دیگری بالا گرفته شده.

نه،بیشتر که دقت می کنم کودکی را میبینم که بالای دستی گرفته شده واز گلویش خون می چکد.

صدای دیگری می شنوم :سرورم،مولایم،امامم.اما نه «یا اخا ادرک اخا»می شنوم.

گلویی را می بینم ،پیامبر برآن بوسه می زند.وای باز هم اشتباه دیدم!خنجری گلو را می برد.

حلقی که سوده لعل لب خود نبی برآن                                آزرده اش به خنجر پولاد کرده ای

بانویی را می بینم،در کنار کوچه سیلی می خورد.نه نه خدا!دختر سه ساله ایست که در صحرا کربلا سیلی می خورد.

بزرگ مردی را می بینم،بر سر نماز انگشتر خودرا به سائل می دهد؛پس چرا اینطرف آقای دیگری را می بینم که انگشت وانگشترش را به غارت می برند؟

خانمی را میبینم،می خواهد از شتر پیاده شود،محرمان برای یاری دوره اش کرده اند.خدایا ،حس میکنم دیگر چشمانم از کار افتاده،چرا بانویی را میبینم که برای سوار شدن به شتر حیران است؟

دختری را میبینم ،همان دختر سه ساله است،دلش هوای پدر را کرده؛این سر بریده مقابل او چیست؟

نوجوانی می بینم،عزم میدان کرده.همه زره ها بر تن ظریفش،بزرگ است.این همان نوجوان است پس چرا اینقدر بلند شده؟چرا زمانی که عمویش او را سینه به گرفته است پاهایش بر دشت گلگون کشیده می شود؟

گوش هایم می شنود؛اما...چه کسی ؟کجا؟با که؟

آری شیر زن دشت نینوا در بالای گودالی.

چه می گوید؟

رسول خدا جگر گوشه ات راببین:

این قالب طپان که چنین مانده برزمین                          شاه شهید ناشده مدفون حسین توست

مادرم دشت بلا را بنگر:

ای مونس شکسته دلان حال ما ببین                           مارا غریب و بی کس و بی آشنا ببین

تن های کشتگان همه بر خاک و خون نگر                   سرهای سروران همه بر نیزه ها ببین

آن تن که بود پرورشش در کنار تو                             غلطان به خاک معرکه کربلا ببین

غمخوارم ،برادرمف چگونه تو را بگذارم و بروم؟برادرانم بلند شوید!مردان غیرت بنگرید چگونه ناموسانتان را به اسارت می برند!اما:

چون چاره نیست می روم و می گذارمت                     ای پاره پاره تن به خدا می سپارمت

دیگر کشش ندارم؛نمی بینم!نمی شنوم!آه خدا:

ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای                         وز کین چه ها در این ستم آباد کرده ای

در طعنت این بس است که با عترت رسول                 بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای

کام یزید داده ای از کشتن حسین                             بنگر که را زقتل که دلشاد کرده ای

متنش رو خودم گفته بودم