اربعین،یلدا
گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
صدایی به گوش می رسد؛آری،ندای «هل من ناصرینصرنی است»!ندایی که هنوز در گوش ها پیچیده.
دستی را می بینم که در دست دیگری بالا گرفته شده.
نه،بیشتر که دقت می کنم کودکی را میبینم که بالای دستی گرفته شده واز گلویش خون می چکد.
صدای دیگری می شنوم :سرورم،مولایم،امامم.اما نه «یا اخا ادرک اخا»می شنوم.
گلویی را می بینم ،پیامبر برآن بوسه می زند.وای باز هم اشتباه دیدم!خنجری گلو را می برد.
حلقی که سوده لعل لب خود نبی برآن آزرده اش به خنجر پولاد کرده ای
بانویی را می بینم،در کنار کوچه سیلی می خورد.نه نه خدا!دختر سه ساله ایست که در صحرا کربلا سیلی می خورد.
بزرگ مردی را می بینم،بر سر نماز انگشتر خودرا به سائل می دهد؛پس چرا اینطرف آقای دیگری را می بینم که انگشت وانگشترش را به غارت می برند؟
خانمی را میبینم،می خواهد از شتر پیاده شود،محرمان برای یاری دوره اش کرده اند.خدایا ،حس میکنم دیگر چشمانم از کار افتاده،چرا بانویی را میبینم که برای سوار شدن به شتر حیران است؟
دختری را میبینم ،همان دختر سه ساله است،دلش هوای پدر را کرده؛این سر بریده مقابل او چیست؟
نوجوانی می بینم،عزم میدان کرده.همه زره ها بر تن ظریفش،بزرگ است.این همان نوجوان است پس چرا اینقدر بلند شده؟چرا زمانی که عمویش او را سینه به گرفته است پاهایش بر دشت گلگون کشیده می شود؟
گوش هایم می شنود؛اما...چه کسی ؟کجا؟با که؟
آری شیر زن دشت نینوا در بالای گودالی.
چه می گوید؟
رسول خدا جگر گوشه ات راببین:
این قالب طپان که چنین مانده برزمین شاه شهید ناشده مدفون حسین توست
مادرم دشت بلا را بنگر:
ای مونس شکسته دلان حال ما ببین مارا غریب و بی کس و بی آشنا ببین
تن های کشتگان همه بر خاک و خون نگر سرهای سروران همه بر نیزه ها ببین
آن تن که بود پرورشش در کنار تو غلطان به خاک معرکه کربلا ببین
غمخوارم ،برادرمف چگونه تو را بگذارم و بروم؟برادرانم بلند شوید!مردان غیرت بنگرید چگونه ناموسانتان را به اسارت می برند!اما:
چون چاره نیست می روم و می گذارمت ای پاره پاره تن به خدا می سپارمت
دیگر کشش ندارم؛نمی بینم!نمی شنوم!آه خدا:
ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای وز کین چه ها در این ستم آباد کرده ای
در طعنت این بس است که با عترت رسول بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای
کام یزید داده ای از کشتن حسین بنگر که را زقتل که دلشاد کرده ای
متنش رو خودم گفته بودم