خدایا خسته ام

خسته ام ازاین همه نامهربانی

ازاین همه دل ناگرانی

هرطرف رو می کنم جزنیرنگ نمی بینم ،جزریانمیبینم

خدایاپس صداقت کجارفته؟

پس کجاهستند آنان که دم ازوفاداری می زدنند؟

من که جزحرف های فریب کارانه نشنیدم

خدایاهرطرف سرمی چرخانم جزبی وفایی نمی بینم

دلم برای یاران صادق،باوفا،برای رفیقان شفیق تنگ است

خدایاخوب می دانی جزتوکسی راندارم پس):من رایک لحظه به حال خودوامگذار)

همه می روندو تنهامی شوم کافیست یک لحظه درشرایط بدی باشم آنگاه دیگرهیچ کس نمی ماند

عاشق ورفیق واقعی کسی است که دربدترین شرایط یارتوباشد

خوب می دانم :(دراین زمانه شرط حیات نیرنگ است دلم برای رفیقان بی ریاتنگ است)