ای گل بارون حرف بهار و بزن ،

چشماتو وا کن چشمه ی ماه و بیار

رو تن آینه قصه ی آه و نکش ،

خنده به خنده آخر راه و بیار

کاشکی بگیره رنگ فراموشی ،

اون که همیشه از همه بی خبره

اون که تموم آرزوهاش دنیاست ،

 لحظه ی آخر دنیا رو چند می خره

توی این چرخشه روز و روزگار ،

یکی صحرا، یکی ابر نو بهار

یکی دارا شده یکی ندار،

 همه ی ستاره ها دنبال کار

 دنیا یک روزنامه ست ،

با تیتری بهاری

که یک شب تو ایستگاه ،

 اون و جا می زاری