دنیا یک روزنامه ست
ای گل بارون حرف بهار و بزن ،
چشماتو وا کن چشمه ی ماه و بیار
رو تن آینه قصه ی آه و نکش ،
خنده به خنده آخر راه و بیار
کاشکی بگیره رنگ فراموشی ،
اون که همیشه از همه بی خبره
اون که تموم آرزوهاش دنیاست ،
لحظه ی آخر دنیا رو چند می خره
توی این چرخشه روز و روزگار ،
یکی صحرا، یکی ابر نو بهار
یکی دارا شده یکی ندار،
همه ی ستاره ها دنبال کار
دنیا یک روزنامه ست ،
با تیتری بهاری
که یک شب تو ایستگاه ،
اون و جا می زاری
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 18:28 توسط khanom fatemeh
|